X
تبلیغات
تهرنگ - مقدمه ای برای مرمت ابنیه تاریخی

مقدمه اي براي شروع طرح مرمت

تغيير ذات هستي است و نيازهاي زندگي نيز مشمول اين دگرگوني است. ما وارث بناي تاريخي به عنوان يک سند و يک اثر هنري هستيم که مکان تاريخي و محيط طبيعي و همچنين کالبد آن از لحاظ ويؤگي معماري و اجتماعي براي ما ارزشمند است . در چنين شرايطي تعمير و تحکيم و مرمت جامع و در نهايت باز گرداندن حيات تازه به بنا امري ضروري است.

 

·       مرمت استحفاظي و استحکامي در جهت طرح مرمت و انواع آن:

هدف اصلي از اين نوع مرمت تثبيت وضع موجود بنا و حفظ ارزش هاي باقيمانده از آثار تاريخي است . در اين مرمت عملي فوق العاده از لحاظ هنري و کاربردي انجام نمي شود ولي استخوانبندي بنا تقويت مي گردد به عبارت ديگر ظاهر بنا پس از مرمت استحفاظي و استحکامي تغيير چندان محسوسي نخواهد کرد.


·       آسيب شناسي و طرح مرمتي

 

1. بررسي عوامل مخل :

پس از اتخاذ تصميم براي مرمت يک بناي تاريخي-مدني بي توجه به اين که تصميم گيري بر اساس کدام يک از نياز هاي هنري-فرهنگي، اجتماعي مدني و يا اقتصادي- شهري صورت گرفته باشد- مادام که بنا براي تحقيق و مطالعه در اختيار مرمت کننده قرار دارد، هيچ گونه دخالتي در وضع موجودآن نبايد صورت گيرد. بناي موضوع مرمت، مانند بيماري است که براي معاينه و تشخيص قبل از معالجه در اختيار پزشک قرار مي گيرد از اينرو جز در مواردي که خطر انهدام قسمتي از بنا مطرح است (و اين امر در بخش هاي معدودي از پيکره کالبدي آن ديده مي شود) ملاحظه در وضع آن مي تواند موجب زيان هاي غير قابل جبراني گردد.


1.1. عوامل و پديده هاي وابسته به موقعيت بنا :

مقاومت پوسته خارجي بنا در مقابل عوامل طبيعي و اقليمي از قبيل باد، باران و برف و رطوبت نسبي هوا و چگونگي تغيير درجه حرارت طي روزهاي سال و ميزان آسيب پذيري اين پوسته با توجه به جهت برهاي خارجي ساختمان مبحثي است که مي تواند عرضه کننده دلائل مهمي درباره فرسودگي ساختمان باشد به همين ترتيب شناخت آنچه بين بدنه ساختمان و حجم هاي مجاور و زيرين و يا محل اتصال و اتکاء ساختمان و زمين اتفاق مي افتد حائز اهميت است به خصوص در آن رده از مراکز مسکوني اي که بناهايشان بر روي سطوح غير طبيعي يا قشرهاي طبيعي غير مقاوم قرار گرفته اند. و از جانب آب هاي زير زميني تهديد مي شوند. بدين ترتيب موضوع زمين و مجموعه پي هاي بنا به صورت بخش مهمي براي بررسي در مي آيد.

 

1.2. عوامل مربوط به استخوان بندي بنا :

موجوديت و جامعيت کالبدي بنا را که در هر صورت موضوع اصلي مداخله تعمير يا باز زنده سازي بنا خواهد بود، در مقاطع افقي و عمودي متفاوت و بهم پيوسته مي توان مورد مطالعه قرار داد و دلايل فرسودگي و تضعيف يا خرابي آن را در چهار چوب عوامل ساختماني- شالوده پي بنا يا استخوان بندي آن جست و جو کرد. اين امر در سطوح زير صورت مي پذيرد :

 

الف) بررسي مصالح بکار رفته در بنا و تنوع آن ها در بخش هاي مختلف همراه با در نظر گرفتن ميزان و ويژگي چسبندگي و ثبات آنها در سال هاي عمر ساختمان و نيز باز شناسي رابطه مصالح ساختماني با ابزار ها و اندودهاي تزييني، نقاشي ها و غيره.

 

ب ) بررسي آن عناصر ساختماني که در قسمت هاي مختلف بنا هر يک به نحوي در استوار سازي آن دخالت دارند سقف ها ، ستون ها، ديوارها، پله ها، ايوان ها، پوشش هاي افقي و مايل... شناخت وضع کاربرد استاتيکي اين عناصر اولين قدم در راه شناخت وضع پايداري عمومي بنا محسوب مي شود. نقش ساختاري اين عناصر را در رابطه با مصالح ساختماني بايد بررسي کرد.

 

ج) شالوده ساختماني يا استخوان بندي بنا بايد در تمام جهات مورد شناخت و بررسي قرار گيرد.

بهترين بيانگر وضع ساختماني از نظر ايستايي و پايداري در ايستائي ، تغيير شکل هاي موجود (افت ها، ترک ها،تغيير شکل سطوح استوانه اي و کره اي شکل يا گنبدي ) در بناي قديمي است. براي بررسي و تفسير هر يک از تغيير شکل هاي فوق ، بعد از تصوير کردن آنها در مقاطع و نقشه ها و ترسيم هاي ((آکسونومتريک)) راهي جز تجسم صحيح روابط عناصر ساختماني در امر انتقال نيروها و جوابگويي هاي موضعي به نيروهاي فشاري و کششي و تامل روي آنها در محل وجود ندارد. قدم هاي بعدي در تدوين شناخت علمي وضع موجود از يک طرف انجام محاسبات علمي از طريق عملکرد استاتيکي بنا ( در رابطه با نيرو هاي زنده و تاثير باد، زلزله و ارتعاشات ناشي از دستگاه هاي مکانيکي ثابت و يا عبوري) و از طرف ديگر انجام محاسبات علمي طريقه و استفاده از مدل هايي است که با مقياس مناسب از بنا ساخته مي شوند و کارهاي آزمايشي بر آنها در کارگاه ساختماني صورت مي گيرند. براي تسهيل امر شناسائي ميزان تغيير شکل استخوان بندي بناهاي قديمي در طول زمان ، ابزار هاي اندازه گير حساسي در لبه هاي انفصال دو قسمت از يک بخش ترک خورده يا از هم جدا شده نصب مي شوند.


1.3. عوامل زيست شناختي يا بيو لوؤيک :

ساده ترين عواملي که در اين باب مي شناسيم به تماس انسان با محل کارشان  مربوط مي شود اين تماس علاوه بر فرسايش تدريجي، که البته با تضعيف عناصر ساختماني بنا نيز توام است و تقويت مي شود ، پديده هاي ديگري را نيز با خود همراه دارد. لرزش ها تمرکز هاي زياد از حد بار زنده بر روي پوشش هاي افقي و مايل، تغيير  کاربري هاي اصلي اماکن بنا مانند بوجود آوردن هسته هاي رطوبتي يا توليد آب بيش از اندازه... اقداماتي هستند که به تضعيف وضع کالبدي و استحکام بنا مي انجامند. افزودن ميزان ذرات آب در هواي مجاور بدنه بنا ، محيط مناسبي براي زيست حيوانات کوچک و قارچ ها به وجود مي آورد و در اين مورد، ياد آوري اينکه گونه هايي از حشرات و جانوران مي توانند گونه هاي ديگري را که در هر شهر و منطقه جغرافيايي - اقليمي با قيد تفاوت هايي ديده مي شوند (موريانه ها، انواع سوسک ها، موش و ...) در بنا  متمرکز کنند و رشد دهند.

 


1.4. عوامل خارج از بنا :

تاثير اين عوامل در آغاز بيش تر روي پوسته خارجي ديده مي شوند- سواي زمين لرزه که منجر به تغيير شکل استخوان بندي و سپس به هم خوردن وضع تعادل اوليه خارجي بنا مي گردد. در اين باره مي توان به هر يک از عوامل رده بندي شده زير توجه داشت :

1.     عوامل طبيعي دوره اي ، با تاثير مداوم روي بنا (باد، باران ،برف، سرما و گرماي متناوب ، رطوبت و ...)

2.     عوامل طبيعي غير مترقبه و تقريباً پيش بيني نشده (زمين لرزه، سيل ، طوفان، انفجارها)

3.     عوامل انساني و مربوط به محيط طبيعي :

 از احداث درياچه ها و جنگل هاي مصنوعي تا از بين بردن ويؤگي هاي طبيعت در اطراف شهر ها، احداث خيابان ها و بنا هاي مرتفع ، احداث کارخانه ها و پخش مواد شيميايي در فضاي زيستي (و بوجود آوردن ترکيب هاي جديد شيميائي روي بدنه هاي فلزي بنا ها به خصوص در مناطق مرطوب) بوجود آوردن دستگاه هاي توليد کننده ارتعاش (از کارخانه ها تا فرودگاه ها، ترامواها و غيره...)

پيگيري موارد بالا شناسايي حداکثر مباحث و مسائلي را که يک بناي فرسوده مي تواند در بر گيرد ميسور ميدارد و اطمينان بخش مي سازد و معمولاً بندرت اتفاق مي افتد که يک بنا در تمام زمينه هاي ياد شده آسيب ديده باشد. اين ياد آوري بي مناسبت نيست که ، هنگامي که عوامل فرساينده در موجوديت بنا در موضع ها و حوزه هاي مربوط يک يک شناخته ومشخص شدند، بايد به تمييز و تعيين روابط موجود بين آنها پرداخت. به اين ترتيب معمار مرمت کننده صورت مساله هاي خاصي را که نتيجه جدول ها و مجموعه پؤوهش هاي بالاست و در آنها کيفيت ها، کميت ها و روابط موجود بين پديده ها و عوامل اوليه منعکس شده اند به دست مي آورد.

1.5. عوامل دروني و ذاتي مواد و مصالح ساختماني:

همانطور که ديديم ، چه طي مرحله پيگيري و تميز پديده هاي فرساينده و چه بعد از مدون و نهايي شدن اين شناخت بايد همکاري با متخصصان متفاوت در آزمايشگاه هاي مجهز، براي سنجش وضع موجود مصالح و عناصر ساختماني متشکله بنا(يا مصالح و عناصر جديدي که مي توانند جاي بخش هاي فرسوده را بگيرند) مي بايد ادامه يابد

 

·       حريم فني بنا در طرح مرمت

 

1-    ممانعت از ايجاد پي هاي بزرگ که در تشديد رانش پي ها موثر است.

2-   ممانعت از احداث کارگاهها و کارخانه هايي که دود و صدا ايجاد مي کند و موجب پراکندگي مواد شيميائي مضر مي شوند.

3-   ممانعت از احداث بزرگراه ها و جاده هاي سريع السير که ايجاد صدا و لرزش مي کند.

4-   ممانعت از حفر چاههاي عميق و نيمه عميق که باعث تغيير سطح آب هاي زيرزميني(کاهش يا افزايش آن)مي شوند.

5-   ممانعت از کاشت درخت در حاشيه بنا

6-   ممانعت از حفر چاه هاي فاضلاب و کانالهاي آبرساني در کنار بنا

7-   جلوگيري از تخريب بنا هاي وابسته به ابنيه ارزشمند تاريخي (مانند ساباط ها و پشت بندها که در حفظ تعادل و جلوگيري از رانش موثرند.)

8-   با توجه به کثرت و تنوع کيفي و فني انواع بنا هاي تاريخي موجود در کشور تشخيص فاصله فيزيکي اين حريم بستگي به نوع اثر، مصالح بکار رفته و ارتفاع و ابعاد مجموعه، وضعيت طبيعي محوطه و مطالعه زمين شناسي دارد. و در نهايت نظر فني کارشناسان متخصص امر مرمت در هر کدام از موارد ضروري است.

 

+ نوشته شده توسط جهانگرد در دوشنبه 22 تیر1388 و ساعت 14:45 |