X
تبلیغات
تهرنگ - تناسبات در معماری

از دیرباز تناسبات در معماری ایران و جهان نقش بسزایی داشته که حتی   می توان آن را در برخی از معماری ها رکن و پایه دانست .

  استفاده از ریاضیات و هندسه برای ایجاد تناسبات و هماهنگی در بنا یکی از کارهایی بود که معماران گذشته در پی تلاش های فراوان بدان دست یافتند . این علوم به همراه علوم نظری دیگراز جمله زیبایی شناسی ، ایستایی و غیره وسیله هایی برای خلق آثار ماندگار در جهان بودند .

  معماری ایرانی از یونانی ها ورومی ها ومعماری اشان ( هرچند باارزش ) در بسیاری از زمینه ها گوی سبقت را ربوده بود  ودانشمندان معماران ایرانی در این زمینه ( تناسب ومدول) تناسبی به نام پیمون را به کمک هندسه و ابزار دیگر برای طراحی هرچه بهتر بناهای مورد نظر ایجاد کردند .

  اما در حال حاضر شاید کمتر کسی به نام تناسبات ایرانی را بداند و برعکس اکثر افراد اهل فن نام مدول و تناسبات طلائی کلاسیک یونان را شنیده اند .

مقدمه

ایرانی ها همواره بیشترین توجه را به جنبه های مثبت معماری ؛ از قبیل منطق ، اصول ، ایستایی ، مسائل فنی و علمی بنا ، مقیاس انسانی ، استفاده از مصالح محلی ، صرفه جویی و غیره معطوف می کردند .

  مبنای دستیابی به نوع و شکل پوششها و اندامهای باربد و محل و ابعاد آنها ، جانگداز بوده که معمار بر میزان و کم و کیف آن احاطه کامل داشته است .

  محاسبات وهندسه چندان پر اهمیت بوده که فقط معماران طراز اول مقنی های دانشمند و نامی را مهندس می خواندند . بالاترین وظیفه معمار شناخت ، درک و تجسم فضایی نیروهای ساکن و جاری در کالبد باربر ساختمان بوده که با اشراف کامل به آن تناسب و ابعاد قسمتهای پر و خالی را دقیقاً مشخص می کرده است .

  در این امر علاوه بر دانش و تجربیات معمار ، کیاست و فراست او دخالت تام داشته است .

  دوران آموزش معماری بسیار طولانی و جامع الاطراف بود و معماران ، نخبگان هنر فاخر اجتماع بودند ، مولانا خطاب می شوند اینان بر اغلب علوم و فنون زمانه خود مسلط بودند و در هنرهای وابسته به معماری مقام استادی داشته اند .

  در ایران در گذشته از ضابطه ای مشابه با مدول معمول و معماری کلاسیک یونان و رم بهره گرفته می شد که آن را « پیمون » می نامیدند .

 از دو ضابطه مدول و پیمون ، یکی در معماری یونان و روم و دیگری در معماری ایران وبرای برقراری تناسبات لازم در معماری بهره گرفته می شود رعایت از این ضوابط باعث ایجاد نظم و هماهنگی در معماری می شود .

  درعین حال این دو نظام معماری با یکدیگر متفاوت اند . چرا که مدول یک الگوی ریاضی بر مبنای رشته ای عددی و خطی در حالیکه پیمون جوابگوی نیازهای طراحی و ساخت و به صورت عددی و هندسی ( خط ، سطح ، حجم ) است . باید در نظر داشت که هندسه در معماری ایران و. همواره نقش اساسی داشته است و به هماره آن گز ، پیمون و کاربندی برای تعیین ابعاد و کنترل اندازه ها ، کاربرد داشته اند .

  در معماری ایران ، از آنجا که تناسبات و هماهنگی در نظام با بهره گیری از هندسه بوجود آورنده در معماری سنتی ایران ، هندسه روند طراحی بهینه را مشخص می کرده است . .

  آرایش اجزاء معماری در یک طرح ایرانی توسط تجربه و ترکیب اندازه ها و معیارهای مشخصی انجام می گیرد که معمار به تناسب ، فضاهای مورد احتیاج را بوجود می آورد و با کاسته و افزودن و جابجا کردن اجزاء آن طرح موضوع را تهیه می کند . پیمون نه تنها در نقشه واندازه پایه ها و ستونها و عرض طول اتاقها و راهروها اثر دارد . بلکه حالت وهیئت نما و در و پنجره و نسبت بین آنها را نیز تعیین می کند پیش از همه در پوشش درگاهها ، ایوانها و طاق ها و گنبد خانه ها تاثیر دارد .

 در این معماری پیمون با عنایت به جانگداز و فضاهای مقصود ، وسیله تنظیم ابعاد و اندازه هاست و هندسه راهنمای معماری در تامین تناسبات و هماهنگی اصولی .

  مدول که برای رعایت تناسبات در معماری کلاسیک یونان و روم بکار     می رفته ، به ظاهر نزدیکترین ضابطه مشابه با پیمون است ؛ لکن در عمل اختلافات چندی این دو را از یکدیگر مغایر می کند . مدول به منزله الگوی حاکم ؛ اندازه ای است برابر شعاع نقشه ستون ( در یک سوم ارتفاع ) که به هشت یا دوازده یا شانزده جزء کوچک ( پارتی ) تقسیم می شود ، در هر دری ابعاد جمله قسمتهای بنا در تمام جهات ، بر حسب مدول و پارتی معین است که خود برقرار کننده تناسبات بناست و معمار با امکان بسیار محدودی ، در جزئیات و نقوش ، آزادی ابتکار عمل دارد .

   معمار برای خلق اثری که حجم کلی در آن است ، طول مدول را در قیاس با بناهای موجود ، محاسبه ومشخص می کند و پس از آن پابه پای تناسبات مقرر پیش می رود .

به ناچار ابعاد تمام قسمتهای ساختمان در مقام مقایسه با سایر بناها به یک نسبت ، کوچک یا بزرگ می شوند و ناگزیر بنا خارج از میزان شده ، فاقد مقیاس انسانی می گردد .

 

ملاحظه می شود که معماری بوسیله رابطه میان ضلع و قطردرمجموعه ای ازمربع ها تعیین شده است . هر یک از مربع ها در ارتباط با مربع بزرگتر پهلویی به نسبت 1 به 1:25 است . بنابراین کل سیستم تناسبی بر اساس رابطه 4/5 دارد .

  پیمون عرض در است و شناخته شده به دو نوع اصل : پیمون کوچک ، به طول چهارده گره و معادل 93 سانتیمتر ؛ پیمون بزرگ ، به طول هیجده گره و معادل صدوبیست سانتیمتر .

  پورت ها : یک دری ( مرد گرد و راهرو ) ، دودری ( اتاق کوچک ) ، سه دری ( اتاق ) ، پنج دری ( اتاق بزرگ ) ، تالار ، طنبی و غیره هستند و فواصل درها که به صورت تیغه های تابش بند در می آیند و همچنین مجموع دولغاز جانبی در نظام پیمون کوچک دو گره و در نظام پیمون بزرگ چهار گره است .

  مجموعه مذکور از سویی پاسخگوی مساحت متعارف است و از دیگر سو با ابعاد برگزیده یورتها بر حسب گز و با سایر پارامترهای تعیین کننده تطبیق می کند . این مجموعه تا نیل به مقصود ، دستیابی به تناسبات لازم و تامین هماهنگیهای چند جانبه ، از هندسه که همواره نقشی اساسی دارد ، مدد  می جوید .

 درهای مشرف به میان سرا ، همگی یا پیمون کوچکند و یا پیمون بزرگ و به گاه نیاز هر دو . بدین ترتیب ، پیمون علاوه بر سرآوری در تنظیم ابعاد و تناسبات پسندیده ، پیش ساختگی درها و روزنها را نیز امکان پذیر نموده ، در امر اجرا و ساخت ، تسهیلات شایان توجهی را فراهم می کند .

  وقتی معماری به خلق اثری می اندیشد ، همزمان و حتی  پیشتر به پوشش آن دست یافته است . پوشش نیاز به عواملی دارد متناسب با دهانه ، حجم ، وزن و ساختار خویش برای انتقال نیروی خود به زمین که ستبرا و اشکالشان را نیروی پوشش و جانگداز تعیین می کند و پیمون به رشته نظم می کشد .

  فرود و نشست نظم حاصله به زمین ، کار شیوه ابعاد یورتها را به وجود می آورد . پوشش متغیر است ؛ متغیری محدود و مشخص ابعاد یورتها ؛ دیوارها ؛ جرزها و ارتفاع بنا تابع ؛ تابعی متکی به پیمون . معمار در خور فضاهای منظور ، پوششها را انتخاب می کند . همواره تناسبات پوششها در هر نوع و گروهی ثابت است و ابعادشان معین ، دستوری و گاه اختیاری . اجتماع پوششها با توجه به تقابل نیروها فراهم می شود . پوششها به مقتضای زمان و نیاز ابداع و در گذر قرون و اعصار ، با طی روند تکاملی خود ، در شیوه های مختلف معماری عرض اندام کرده ، به نهایت کارآیی و اوج زیبایی رسیده اند .

  پوششهای سغ همواره در اشکال بیضوی یا ترکیبی از بیضی ها تجسم یافته اند . هرچند گاه بندرت در برخی از موارد ، بر بخشی از دایره نیز خودنمایی کرده اند . پوششهای تخت در گذر زمان تا حدی تناسبات و ابعاد پوششهای سغ را تابع شده ، با توجه به نظام مجموعه به کار رفته اند ؛ تا اینکه به مرور دارای ضوابط و مشخصات ویژه ای شده اند .

  در معماری ما پوشش خود مبحث مفصلی است . بر اساس معماری است و حتی به تحقیق بیش از نیمی از کل معماری ، نظری اجمالی و نگرشی نیارشی ، روشن می کند که پوشش بنا پیش اندیشیده ترین عامل در شکل یابی بناست .

بنای عالی قاپو که ساختمانی چندعملکردی و منطقی است ، هنگامه ای از ترکیب و هماهنگی فضایی نیروهاست و ساختاری در خور مطالعه دارد و. در طبقه همکف این بنا ، به لحاظ فضاهای وسیع  دهانه های بزرگ و مرتفع ؛ و در طبقات بالا به ترتیب یورتهایی با مساحت کوچکتر و کم حجمتر جانشین می شوند . بر حسب نیارش و پوشش در هر طبقه تعداد اندامهای باربر افزوده شده ، به نحوی که در آخرین طبقه به حداکثر متعارف رسیده ، نقش اساسی و نخستین پوشش در شکل یابی معماری را به روشنی نشان می هد . این بنا نشان دهنده صادق شناخت و احاطه جامع معماربه بارها و اوزان بنا ، مسی حرکت نیروها ، ابعاد و روابط فضاهای مورد نیاز ، تصور فضایی و واقعی قسمتهای پرو خالی بناست که منجر به طراحی و اجرای ماهرانه و صحیح پوششها ، اندامهای باربر ، یورتها و به تفکیکی سطوح قابل استفاده و سطوح تحت اشغال اندامهای باربر شده است . ویژگیهای یاد شده در عالی ترین و کاملترین حد خود ، در بیشتر معماری های دوران اسلامی ایران مشاهده    می شود .

مطالب یاد شده وموارد عدیده دیگر ، بخوبی نشان می دهند که از روزگاران هن ، پوشش و ساخت و سازه آن اصلی ترین عامل شکل دهی بنا بوده ، اندامهای باربر تابع و یورتها متفرع از ساختار مذکور ، از سوی دیگر فرشها نیز به نوبه خود ، در خور یورتها بافته می شده اند؛ یعنی پوششها بویژه در بناهای مسکونی به یورتهایی خاتمه می یافتند که حاکم بر اندازه فرشها بود . ابعاد فرشهای دستوری بدین قرار است : 3× 3 ، 5/3×5/2،4×3، 5×5/3 ، 6×4 ، 7×5 ، 8×6 ، 10×7 مقایسه ابعاد فرشها و زمینه های کاربندیهای ساده رسمی نیز تا حدودی وابستگی فرش به پوشش را نشان می دهد .

  در سایر معماریها ، روند شکل یابی بنا جز این بوده که نقطه مقابل معماری ژاپن است . تاتامی حاکم بر ابعاد اتاقهاست . معمار در طرح ریزی بنا ، حداکثر توجه را به ابعاد مجموعه ای از تاتامی ها که در یک چهار ضلعی می گنجد ، معطوف می دارد . اطراف چهارضلعی را جداکننده ها و المانهای باربر فرا   می گیرد و دست آخر سقفی ، حجم فضا را می بندد .

  نقشه دربند کفپوش و معماری متکی به نقشه است . معمار پس از تثبیت طول و عرص سطح اتاقها ، به سایر مسائل و در پایان به پوشش می پردازد .

  مقایسه این دو روش ، اختلاف فاحش روند شکل یابی دو معماری را روشن می کند . در معماریهای سایر نقاط جهان نیز نقطه شروع کف فضاهاست ، گواینکه میزان تاتامی نباشد .

  در تمام مراحل مربوط به تکوین یک اثر معماری ، رابطه و همیاری تنگاتنگ نیارش ، هندسه ، پیمون، و گز نقش اساسی دارد . هندسه و نیارش با استفاده از پیمون و عنایت به نیاز ، عامل تعیین و کنترل ابعاد و اندازه ها و راهنمای دستیابی به نتیجه ای مطلوب است .

  هندسه های ایرانی و اروپایی با یکدیگر مغایرند و نیارش با استاتیک .

 نیارش در نهایت سادگی ، دقیقترین پاسخهای صحیح را به دست می دهد . هندسه بیشتر با تناسبات خودگرا سروکار دارد و تا حد امکان بری از حساب ، ابعاد تابع یکدیگرند و مضربی از هم و در کل پیرو نیاز .

  استفاده از گز دارای روشی متفاوت با کاربرد واحد طولهای دیگر در سایر معماریهاست .

  اگر پوشش را عمل غالب و موثرترین مساله ودر هنجار شکل یابی معماری نانم می برند ؛ موجب نفی برشماری سایر مسائل تاثیرگذار نمی گردد . در این امر ، نظامی چند هماهنگی و کنترلی همه جانبه دوشادوش هم به نتیجه ای متوافق می رسند که متاثر است از : انتخاب نوع پوشش ، تشخیص مسیرهای حرکت نیروها ، استقرار اندامهای باربر ، نقش دستوری پیمون ، کاربری ویژه گز ، استفاده از مصالح بومی مقرر و منتخب ، مداخله مستقیم و سرآوری و نظم هندسی .

  هندسه ایرانی علاوه بر دخالتهای اصولی ، وسیله برقراری نظم وهمبستگی عمومی و کلی بین تمام عوامل مثبت است .

  اصول ریاضیات در همه سرزمینها و دانشها یکسان است . مسلم اینکه مشخصات مربع ، دایره ، اشکال منظم هندسی ، زوایا ، خطوط موازی و غیره در هندسه ها مغایر نیست ؛ ولی طرز برداشت و استفاده از هندسه ، مختلف است .

  طرق ترسیم ، روش دستیابی به اشکال ، روند اثبات قضیه ها ، راههای طرح و گزینش تناسبات و غیره که در معماری و صنایع و هنرهای وابسته به آن به کار رفته و نوع تامین و تعمیم خطور ناظم در آنها ، تفاوتهای آشکاری است که هندسه ایرانی را از هندسه اروپایی متمایز میکند  با مراجعه به المنجد در می یابیم که واژه هندسه در اصل فارسی است که همراه با دانش آن از ایران به عربستان رفته است . لغت مهندس نیز ریشه در فارسی دارد که ماخوذ از  « هنداز » به معنی اندازه است .

  گز واجزا آن ، در کارهای عمرانی ؛ همواره و برحسب مورد ، بیشتر ضابطه تعیین ابعاد است تا واحد طول و وسیله اندازه گیری . معماری ، چنانکه یاد شد به اتفاق سایر عوامل دخیل در شکل یابی بناها ، نظامی متوافق را پیگیر است . بدین سبب اندازه بناها در تمام ابعاد ، بویژه در جهات و سطوح افقی ؛ اغلب مضربی صحیح از گز و گره و در موارد جزئی اندازه مضربی صحیح از گره و بهر است .

  پیمون ابزاری است که ابعاد و اندازه ها را در معماری ایرانی تنظیم می کند و به دو نوع پیمون کوچک و پیمون بزرگ تقسیم می گردد . در حقیقت ، پیمون عرض دراست که به دو صورت کوچک و بزرگ تقسیم می شود :

پیمون کوچک : به طول چهارده گره و معادل نودو سه سانتیمتر است .

پیمون بزرگ : به طول هجده گره ومعادل یکصد و بیست سانتی متر است .

  معمار برای تعیین ابعاد بنای مورد نظرش اصطلاحات و ضوابطی را رعایت می کرد :

یورتها : یک دری ( مرد گرد و راهرو ) ، و دو دری ( اتاق کوچک ) ، سه دری  ( اتاق ) ، پنج دری ( اتاق بزرگ ، تالار ، طنبی ، و غیره هستند ) فواصل درها که به صورت تیغه های تابش بند در می آیند ، و همچنین مجمع دولغاز جانبی در نظام پیمون کوچک ودوگره و در نظام پیمون بزرگ چهار گره است .

  از سوی دیگر ، وسیله اندازه گیری ابعاد ، گز بوده است :

هر گز معماری معادل 0666/1 متر است و اجزاء گز عبارتند از :

نیم گز : هشت گره و معادل 333/53 سانتیمتر

چارک : چهار گره ومعادل 66/26 سانتی متر است ،

گره : معادل 66/6 سانتیمتر ،

بهر : برابر نیم گره معادل 33/3 سانتی متر

مو : معماری  و یا 8/1 بهر است ولی در معماری مصرف ندارد ابعاد مشروحه ذیل در ساختمان و کارهای معماری و عمرانی مورد استفاده خاص و عام داشته اند :

الف – برابریهای سر راست تصادفی متر یک :

3 گره معادل 20 سانتیمتر

6 گره معادل با 40 سانتیمتر

9 گره معادل 60 سانتیمتر

12 گره معادل 80 سانتیمتر ( سه چارک )

15 گره معادل 100 سانتیمتر

18 گره معادل 120 سانتیمتر

24 گره معادل 160 سانتیمتر ( یگ گزونیم )

30 گره معادل 200 سانتیمتر

ب- ابعاد در نظام پیمون کوچک :

14 گره معادل 93 سانتیمتر           عرض در پیمون کوچک

2 گره معادل 3/13 سانتیمتر              تابش بند

9گره معادل 60 سانتیمتر                  قطر دیوار (1)

28 گره معادل 187 سانتیمتر                ارتفاع در

9 گره معادل 60 سانتیمتر                   ارتفاع روزن (2)

2 گز معادل 13/2 متر                         جبهه دو دری

3 گز معادل 2/3 متر                          جبهه سه دری

5 گز معادل 33/5 متر                        جبهه پنج دری

ج – ابعاد در نظام پیمون بزرگ :

18 گره معادل 120 سانتیمتر             عرض در ( پیمون بزرگ )

4 گره معادل 6/26 سانتیمتر                  تابش بند

11 گره معادل 73 سانتیمتر                     قطر دیوار

30 گره معادل 200 سانتیمتر                   ارتفاع در

9 گره معادل 60 سانتیمتر                        ارتفاع روزن

2 گز و 12 گره معادل 93/2 متر                  جبهه دودری

4 گز و 2 گره معادل 40/4 متر                    جبهه سه دری

 

قالبها و استاندارد کردن قالب

 

جدول 14-کاربندیها

کاربندی

سطح

محیط

قطر هیدرولیک

6                                    

8                                            

10                                       

12                                       

14                                       16                                      

18                                      

20                                        

22                                       

24                                           

6

8

12

15

20

24

30

35

42

48

10

16

12

16

18

20

22

24

26

28

20/1

00/1

714/1

875/1

222/2

4/2

727272/2

91666/2

2307/3

42857/3

 

+ نوشته شده توسط جهانگرد در یکشنبه 30 فروردین1388 و ساعت 10:53 |